صفحه اصلیتازه هاهمایش هاسخنرانی هامیزگرد هاتماس با ما
منو اصلی
اخبار > انتخابات تونس: چرایی تفاوت ها در سامان سیاسی خاورمیانه پس از خیزش های عربی


  چاپ        ارسال به دوست

نشست کارشناسان سیاسی وزارت خارجه و محققان و اندیشمندان

انتخابات تونس: چرایی تفاوت ها در سامان سیاسی خاورمیانه پس از خیزش های عربی

 در روز دوشنبه مورخ 10 آذر ماه 1393 نشست "انتخابات تونس: چرایی تفاوت ها در سامان سیاسی خاورمیانه پس از خیزش های عربی" با حضور کارشناسان سیاسی وزارت خارجه و محققان و اندیشمندان در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه برگزار گردید.

   در این جلسه ابتدا آقای دکتر مصطفی زهرانی، مدیر کل دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، ضمن خوش آمد با تاکید بر این امر که کار علم تبیین است، بیان داشتند باید با استفاده از بحث تبیین بگوییم که چرا اساسا جهان عرب به این جا رسید و تنها در این صورت است که می توان سیاست گذاری درستی را داشته باشیم. از دیگر سو ایشان به اشاره به اینکه آینده نظام بین الملل را تحولات خاورمیانه رقم خواهند زد، اهمیت این جلسه را دو چندان توصیف کرد. سپس دکتر احمد موثقی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، از منظر اقتصاد سیاسی به بررسی تفاوت­ها در خاورمیانه به ایراد نظر پرداخت. در نگاه ایشان مساله اساسی کشورهای خاورمیانه توسعه نیافتگی است و میراث اقتصادی متفاوت مصر و تونس که اولی مبتنی بر نوعی سوسیالیسم عربی و دومی دارای بنیان کاپیتالیستی است، تمایزاتی را در نوع گذار این کشورها ایجاد کرده است. از نظر ایشان،  اگر نیروهای اسلامی نتوانند تکلیف خود را با مدرنیته، کاپیتالیسم، لیبرالیسم و جهانی شدن حل و سنتزی را برقرار کنند و از سوی دیگر نیز نتوانند مرزبندی مشخصی را با نیروهای افراطی ترسیم کنند همین امر تبدیل به پاشنه­ی آشیلی برای بازگشت به وضعیت سابق خواهد شد.

    موضوع دیگر این نشست  بررسی مقایسه ای انقلاب های عربی: مطالعه موردی تجربه تونس بود که از سوی آقای جابری انصاری، مدیر کل خاورمیانه وزارت امور خارجه ارائه گردید. در این چارچوب وی سه محور 1.  زمینه­های تحولات در جهان عرب   2. بازیگران موثر در تحولات جهان عرب   3. مطالعه موردی تونس: وجوه تفاوت و تمایز را مورد توجه قرار داد.

   ایشان در محور اول علل و زمینه های وقوع خیزش­های عربی را بحران های سه گانه هویت، مشروعیت و ناکارآمدی دانست که به طور خاص تمامی کشورهایی که دستخوش تحول شده اند با این بحران­ها مواجه بودند و در فراز دوم از سخنرانی خود بحث بازیگران موثر در تحولات جهان عرب را عنوان کرد و  بازیگران را شامل جامعه، دولت و قدرت های خارجی دانست.

 سپس در بخش سوم سخنان خود به مطالعه موردی تونس و چرایی تفاوت­های آن در قیاس با سایر کشورهای عربیِ دستخوش تحول پرداختند و مثلث سه گانه جامعه، دولت و ژئوپلتیک را به طور خاص در مورد تونس تشریح کردند. در مورد جامعه تونس، ایشان برخی شاخص­ها­ی متمایز کننده تونس را مورد توجه قراردادند از جمله توسعه یافتگی بیشتر ، طبقه متوسط بزرگتر و تاثیرگذاری برخی از نهادهای مدنی به ویژه اتحادیه سراسری کار تونس را  که در دوران پس از انقلاب در توافق بین گروه های مختلف نقش اساسی را ایفا کرد؛ در حالی که در سایر کشورها مانند لیبی و یمن نهادهای مدنی به معنای مدرن آن وجود ندارد و عنصر قبیله نقش اساسی را دارد. در مصر نیز نهادهای مدنی همواره تحت الشعاع سرویس­های امنیتی بودند. از طرفی احزاب سیاسی و نخبگان تونس نیز علی رغم دوران طولانی سرکوب با تدبیر و دوراندیشی بیشتری با حوادث پس از انقلاب تعامل کردند و به جای تشدید شکاف­های سیاسی و ایدئولوژیک به سوی مهار این شکاف­ها به طور نسبی حرکت کردند. هم چنین ایشان عملکرد هوشیارانه­تر گروه اکثریت یعنی النهضه را در تحولات تونس موثر ارزیابی کرد از این جهت که شاخه تونسی اخوان المسلمین به اعتبار آنکه سازمان یافته ترین حزب سیاسی تحول خواه بود، به طور طبیعی در لحظه تاریخی تونس سرنوشت­ساز شد و با انتخاب راهکارهای مناسب نسبتا موفق عمل کرد. النهضه با پذیرش نظام انتخاباتی تناسبی و پذیرش قانون انتخاباتی کشور از یک سو و ائتلاف با دو حزب تحول خواه غیر اسلامی و سکولار اجازه نداد تا مجموعه ای از تناقضات تجربه تونس را بر هم ریزد.

  در مورد تمایز ضلع دوم یعنی دولت نیز ایشان به تجربه خاص تونس در مقایسه با سایر کشورها  اشاره نمود که بورقیبه دیکتاتوری نظامی نبود و  در چارچوب سیاست مدرنیزاسیون به شکل گیری نهادهای مدرن بها داد. این تجربه در تحولات پس از انقلاب کاملا نمایان شد و در عمل به نفع انقلاب تمام شد؛ این در حالی است که در مصر ارتش در کانون قدرت قرار گرفت و نهادهای مدنی همواره تحت الشعاع ارتش بودند.

در نهایت عامل متمایز کننده­ی تجربه تونس وضعیت ژئوپلتیک آن بود که از ژئوپلتیک حساس تری نسبت به مصر، سوریه یا بحرین برخوردار نیست و همین عامل مزیت نسبی را در اختیار این کشور قرار داد. در واقع تونس با پایین بودن درجه حساسیت منطقه ای و بین المللی در کنار مجموع عوامل دیگر توانست تجربه خود را پیش ببرد.

دکتر پیمان جبلی، سفیر سابق ایران در تونس، دیگر سخنران این نشست بود که بحث خود را با عنوان فراز و فرود جریان اسلامی از اکتبر 2011 تا اکتبر 2014 ارائه داد. ایشان به طور خاص عوامل موفقیت جنبش النهضه در انتخابات اکتبر 2011 را وجه مبارز النهضه در دوران رژیم سابق، تجربه تشکیلاتی و پایگاه مردمی آن، اعتماد عمومی مردم به جریان اسلامی اعم از سکولارها و اسلام گرایان و عدم برخورداری جریان­های رقیب از پایگاه­های مردمی، تجربه­ی موفق اسلام دموکراتیک در ترکیه و همچنین نمایش فیلم ضد ایرانی پرسپولیس در تونس و کمک های مالی قطر عنوان کرد و در ادامه به  دلایل افول نسبی النهضه در جریان انتخاباتی سال 2014 اشاره داشتند و این دلایل را در چند محور تجربه­ی ناموفق النهضه در اداره امور کشور و به ویژه وضعیت اقتصادی، گسترش بی اعتمادی به وعده های النهضه در شکل دادن به جامعه مدنی و جدایی دین از سیاست ، برخی از اظهارات راشد الغنوشی در خصوص جریانات سلفی، ظهور جریانات رقیب با هم افزایی توان حزبی اعم از سکولارها و چپ ها ، بی اعتمادی کشورهای غربی به ویژه امریکا و فرانسه به جریان اسلامی و قطع کمک به آن اختلافات داخلی و تنازع پی در پی رهبران النهضه مورد ارزیابی قرار داد.  

 

  در ادامه دکتر نصرت الله تاجیک و استاد هادی خسروشاهی نیز به ارائه نکاتی در این خصوص پرداختند.  

  دکتر نصرت الله تاجیک، سفیر سابق ایران در اردن، در ابتدا ضمن اشاره به آخرین نظرسنجی موسسه پیو در خصوص کاهش اعتماد مردم به دموکراسی در مقابل افزایش اعتماد به رهبران قدرتمند تجربه تونس را بسیار مهم ارزیابی کرد و  بیان داشت که راشد الغنوشی با استفاده از تجربیات مثبت انقلاب اسلامی ایران توانست از آفات بیداری عربی در امان بماند. ایشان در بررسی این مساله که چرا اساسا انقلاب مصر شکست خورد و در تونس روند تحولات نسبتا موفق بود، اظهار داشت موفقیت نسبی تونس امری نیست که بتوان آن را به مساله تفاوت اسلام گرایان در دو کشور و یا خصوصیات و خصایل فردی نسبت داد؛ بلکه به تفاوت عمیق فضای سیاسی در تونس مربوط است. این تفاوت فضای سیاسی دو کشور را در چندین جنبه می توان مشاهده کرد . مهم ترین جنبه، واقع گرایی النهضه  و فدا کردن قدرت به پای دموکراسی و عدم تلاش رهبران النهضه برای نهادینه کردن شریعت و احترام به قوانین تونس، موزانه قدرت نسبی میان اسلام گرایان و سکولارها  و وفادارماندن به قواعد بازی دموکراتیک است که باید به عنوان دید راهبردی رهبران النهضه به آن توجه داشت.

 

 استاد هادی خسرو شاهی نیز در پایان اشاره داشت ضروری است بحث جداگانه­ای را در خصوص افکار و اندیشه­های راشد الغنوشی به عنوان تئوریسین این جریان اسلامی تونس داشت و در میان عوامل تجربه متفاوت تونس مساله عقلانیت راشد الغنوشی در تعامل با سایر نیروها را عامل مهمی ارزیابی کرد. ایشان در نهایت بحث آسیب شناسی روابط ایران و اخوان المسلمین را نیز  بحث مهمی دانستند که جمهوری اسلامی ایران باید بداند که چگونه با آن­ها تعامل کند. وی این جریانات اسلامی را به عنوان نیروهای بالقوه ای در سیاست خارجی توصیف کرد و در این زمینه حرکت به سوی برقراری روابط حسنه را لازم دانستند.

 

تهیه کننده: فهیمه عباسی

 


 PEW

 

 


١٠:١٧ - 1393/09/10    /    شماره : ١١٧١    /    تعداد نمایش : ٢٨٣٠



خروج




صفحه اصلی | تازه ها | تماس با ما
©1392 دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
Copyright © 2003-2013 Institute for Political and International Studies of the Ministry of Foreign Affairs (IPIS) - All rights reserved.