لیز تراس؛ فرصت یا تهدید!

کشور انگلیس دارای سومین نخست وزیر زن شد. خانم "لیز تراس" که در دولت آقای بوریس جانسون، در سمت وزیر امور خارجه بود، با کسب رای اکثریت درون حزب محافظه کار به سمت نخست وزیر جدید انگلیس انتخاب شد.
شهریور ۱۴۰۱
مشاهده ۶۰۱
سید وحید کریمی

کشور انگلیس دارای سومین نخست وزیر زن شد. خانم "لیز تراس" که در دولت آقای بوریس جانسون، در سمت وزیر امور خارجه بود، با کسب رای اکثریت درون حزب محافظه کار به سمت نخست وزیر جدید انگلیس انتخاب شد. بسیاری وی را سیاستمداری بین خانم مارگارت تاچر، بانوی آهنین و ترزا می، بانوی احساساتی تشخیص می دهند. هر چند در مناظره‌های انتخاباتی درون حزبی، دارای خلاقیت، قاطعیت و هدفمند ظاهر شد؛ آنچه مهم است نامبرده وارث کرسی نخست وزیری بدون رای مستقیم مردم است. چنین جایگاهی وی را با مسئولیت نامحدود، فقط به اعضای حزب که به وی رای دادند متعهد می‌کند و نه به مردم سراسر انگلیس لذا امکان قدرت نمایی بیشتری در مقایسه با نخست وزیر قبلی که با رای مردم انتخاب شد، دارد.

بدیهی است هر نخست وزیری مایل است تا با رای مستقیم مردم انتخاب شود اما خانم لیز تراس تا سال 2024 و شاید هم 2025 فرصت دارد، تا هرزمان که مساعد پیروزی بود انتخابات سراسری برگزار کند. از منظر سیاست خارجی، خانم "لیز تراس" سه شاخصه مهم را دارا است:

اول، از حمایت جناح راست حزب محافظه کار برخوردار است؛ جناج راست حزب محافظه کار همانهایی هستند که اقدام تاریخی خروج انگلیس از اتحادیه اروپایی را انجام دادند و از آنها به عنوان قافله سیاسی "کننده" در دستگاه سلطنتی انگلیس نام برده می‌شود.

دوم، در کاخ سفید، با توجه به سیاست خارجی آقای جو بایدن، رئیس جمهور امریکا که معتقد به چند جانبه گرایی و مشورت با متحدین است، زمینه همکاری تنگاتنگ انگلیس و امریکا در عرصه روابط بین الملل فراهم است و اگر چاشنی نظریه اغفال را به روابط فعلی انگلیس و امریکا اضافه کنیم، خانم لیز تراس در فرصتی تاریخی در جایگاه نخست وزیری انگلیس قرار گرفته که در دوران بوریس جانسون با دونالد ترامپ در کاخ سفید فراهم نبود.

سوم؛ شرایط محیط بین الملل در راستای اهداف انگلیس قرار دارد. روسیه به اوکراین حمله نظامی‌کرد و در نتیجه؛ اتحاد فراآتلانتیکی تقویت شد. آلمان که وابسته به انرژی و همزیستی مسالمت آمیز با روسیه شده بودند در یک چرخش اساسی، مجددا در گروه کشورهای آنگلوساکسون با افزایش عظیم بودجه دفاعی قرار گرفت و پیمان نظامی ناتو که، به زعم ایمانویل مکرون، رئیس جمهور فرانسه سکته مغزی کرده بود،مجددا احیا شد. بیشترین نفع از وجود پیمان نظامی ناتو را انگلیس به عنوان بازوی اجرایی سیاست خارجی و امنیتی می‌برد. هرچند رهبری ناتو بعهده امریکا است اما راهبرد سیاست گذاری و قدرت نرم در لندن تنظیم و امریکا تامین کننده قدرت سخت افزاری ناتو است؛ نقشی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور قبلی امریکا مخالف آن بود.

در روابط با جمهوری اسلامی ایران، حل و فصل بدهی انگلیس به جمهوری اسلامی و آزادی جاسوس انگلیس در تهران با مساعدت خانم لیز تراس انجام شد و بیانگر "کننده" بودن شخصیت سیاسی خانم لیز تراس است. نکته ظریف که باید مد نظر باشد، تقسیم جغرافیایی حوزه نفوذ بین فرانسه و انگلیس است که نانوشته است و مخفی مانده و باید مورد توجه واقع شود. انگلیس و فرانسه در استمرار بخشیدن به نفود در مستعمرات، مشترک المنافع و فرانکوفیل، به هم نان قرض می دهند. انگلیس هوای فرانسه در شمال افریقا را دارد و فرانسه هوای انگلیس را در حوزه خلیج فارس یا همان خارومیانه دارد. جنگنده‌های انگلیسی چندین بار مواضع مخالفان فرانسه در کشور مالی در شمال افریقا را بمباران کردند. فرانسه هم در مذاکرات هسته ای با جمهوری اسلامی ایران، به نیابت از انگلیس سخت ترین مواضع را دارد. انگلیس، به خصوص حزب محافظه کار، جناح راست "کننده" است و خانم لیز تراس در راس امور برای اجرا قرار دارد. با توجه به نفوذی که انگلیس در کاخ سفید و توافقی که با آلمان و فرانسه علی رغم خروج از اروپا بسته که ایران را در مشارکت رهبری کنند، نقش انگلیس در دوره جدید هم می‌تواند فرصت و هم تهدید باشد.

سید وحید کریمی، کارشناس ارشد مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی

  (مسئولیت محتوای مطالب برعهده نویسندگان است و بیانگر دیدگاه‌های مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی نیست) 

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است