پارادایم تغییر در افق انتخابات لبنان

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱
مشاهده ۷۳۰

انتخابات لبنان مهد دمکراسی طائفه ای غرب آسیا در تاریخ 16لغایت 25 اردیبهشت جاری در خارج و داخل لبنان آغاز شده است. در انتخابات دوره فعلی سه عنصر اساسی ذی مدخل بود، که بدون در نظر داشت آن عناصر نمی‌توان نتایج برآمده از انتخابات را تحلیل کرد.

عنصر اول: قیام 17 اکتبر سال 2019 م است که بدنبال فروپاشی نسبی اقتصاد لبنان شکل گرفت. این پدیده در پی پیامدهای ناشی از تسری بحران سوریه به لبنان، تحریم اقتصادی علیه لبنان و نهایتا تلاش محور آمریکایی _ صهیونیستی همراه با عوامل منطقه ای در تحقیر نخست وزیر این کشور، فروکاست مالی - اعتباری از یکسو و انرژی از سوی دیگر، به همراه اپیدمی‌کوید 19 و تشدید بحران اشتغال، سبب شد تا ضمن تشدید رکود اقتصادی و دارایی‌های لبنان، ارزش پول ملی این کشور به پایین ترین سطح خود افول کند و نسبت خط فقر به حدود 70 درصد افزایش یابد.

عنصر دوم: انفجار دو ونیم تن نیترات آمونیوم در انبارهای بندر بیروت در سال 2020 م است. انفجاری که با تشکیل ابر قارچی در آسمان بیروت به انفجار اتمی تشبیه می‌شود و هنوز لبنان نتوانسته است، زخم بزرگ ناشی از این پدیده شوم را التیام بخشد.

عنصر سوم: ناشی از سیاست های هیستریک سعودی در غرب آسیا بود. سردرگمی در مدیریت پرونده‌های متعدد از یکسو و فزونی نگرانی‌ها از برهم خوردن توازن امنیتی در نبرد با انصا الله یمن بویژه بی اعتمادی به ایالات متحده آمریکا از دیگر سو، سبب شد تا سعودی‌ها مهره شاهی شطرنج خود را در صحنه بازی لبنان از دست بدهند. اهل تسنن لبنان بویژه پیروان «المستقبل» امروزه در آرزوی داشتن رهبری هم شأن سید مقاومت، سید حسن نصرالله هستند.

در ادبیات و لطایف لبنان، به این سوال که چرا حکمرانی براساس طوائف شکل گرفته است، اینگونه پاسخ می دهند: چون نشست توافق طائفه ای لبنان در طائف عربستان سعودی بوده است، و اگر در مدینه منعقد می‌شد برآمده از تکوین مدنی بود و چنانچه در ریاض شکل می‌گرفت تکوینی ریاضی (برآمده از محاسبات ورزشی می داشت) از این‌رو به طور اصولی تحقق تغییر از معادلات توافق طائف بدلیل حکمرانی منقسم میان ادیان و مذاهب موجود از یکسو و مداخلات برآمده از فرآیند ارتباطات این ادیان و مذاهب به عناصر بیرونی امری نسبی و یا مرکب است. از همین روست که گردهمآیی‌های جماهیری در لبنان خیلی بر ریل تغییر اثر گذار نیست.

علاوه بر تاثیر گذاری متغیرهای درونی، متغیر های بیرونی لبنان نیز مؤثرند که لازم است، در فرآیند تحلیل آینده سیاسی این کشور مد نظر قرار گیرند. از این رو موضوع مهم دیگر در روند انتخابات پارلمانی کنونی لبنان برخلاف انتخابات گذشته آن متغیرهای بین المللی و منطقه ای است که از هم اکنون پیامدهای شگرف آنرا می‌توان در این کشور مشاهده کرد.

در متغیرهای بین المللی باید به ترتیب به: یکم، اهمیت جایگاه شرق دور بویژه دریایی چین جنوبی در راهبردهای جدید ایالات متحده آمریکا به جای غرب آسیا اشاره کرد. گزینه ای که حتی تغییر تاکتیکی زود هنگام آمریکا در سوریه و لبنان از یکسو و کاهش سطح تعاملات با اسرائیل از سوی دیگر را در پی داشته است. این متغیر همچنین اثرات خود را در حوزه خلیج فارس به منصه ظهور رسانده و سبب تغییر تاکتیکی در رویکردهای سیاست اعمالی کشورهای شورای همکاری بویژه سعودی در قبال جنگ با یمن، بحران‌های سوریه، لبنان و عراق گردیده است.

دوم، جنگ روسیه و اوکرایین نیز به عنوان پارادیم جدید بین المللی می‌تواند در تغییر شرایط غرب آسیا و بویژه لبنان از طریق درگیر کردن غرب علی الخصوص اروپا و بویژه فرانسه از یکسو، و ریشه دار کردن منازعات روسیه و اسرائیل از سوی دیگر تاثیر گذار باشد.

سومین عنصر، فروپاشی نسبی سیاست های تحریمی است. با گسترش روز افزون بحران اوکرایین آنچه که مسلم است نیروی تاثیر گذار بر عامل تحریم دو سوی جنگ تا حدود زیادی متعادل و متوازن گردیده و بدینسان می‌توان گفت حتی المقدور تا حد زیادی از کارایی آن کاسته شده است، حال اگر این مفروض درست باشد لبنان نیز در این فرآیند منتفع خواهد گشت. به عبارت دیگر سیاست های خود تحریمی و یا تحریم از بیرون و یا خودزنی امنیتی از طریق تعقیب خلع سلاح حزب الله بی اثر و یا کم رنگ می‌شود. همین استدلال می‌تواند به قوت 8 مارسی‌ها در انتخابات کنونی به مراتب برتر از انتخابات 2018 م لبنان بینجامد.

اما در احصاء متغیرهای منطقه ای نیز باید اذعان داشت که به دلایل ذیل وضعیت مقاومت اسلامی در منطقه به مراتب برآمده تر از گذشته است:

  1. تداوم بحران‌های سیاسی، امنیتی اسرائیل پس از سقوط دولت نتانیاهو؛
  2. افول هیمنه اسرائیل پس از اوجگیری انتفاضه‌های داخلی و تثبیت اقتدار مقاومت فلسطینی و حزب الله در تغییر معادلات نبرد از طریق دست یابی به فناوری موشک‌های نقطه زن و پهباد های تهاجمی؛
  3. تاثیر متغیرهای بین المللی در عدم تداوم حمایت های بی چون و چرا از رژیم صهیونیستی؛
  4. بازیافت اقتدار سوریه در جهان عرب و بازگشت مقتدرانه آن به معادلات منازعه عرب _ اسرائیلی؛.
  5. وحدت محور مقاومت اسلامی در دفاع از مقدسات قدس شریف و ملت فلسطین پس از شکست توطئه کور اسلام افراط گرای داعشی در غرب آسیا؛
  6. و در نهایت تغییر معادلات منازعه سعودی _ یمنی، از طریق نمایش اقتدار انصار الله در عمق شبه جزیره عربستان و امارات.

نتیجه گیری:

هرچند معادلات بین المللی در دنیای پست مدرن امروز برآمده از لیبرالیسم اقتدار گرا است، اما ملل مسالمت جوی غرب آسیا بدنبال تحقق آرامش و همزیستی مسالمت آمیز اند. این رویه با درآمیختن قدرت نرم و سخت، دست آویز بیدارگری ملت های آگاه منطقه همچون لبنان خواهد بود.

نتایج اولیه برآمده از برگزاری انتخابات پارلمانی در لبنان، حکایت گر این واقعیت است که انتخاب ملت لبنان هوشمندانه و همراه با روشنگری در قبال دوست و دشمن لبنان است. از این رو نتایج انتخابات با رویکرد تقویت وحدت ملی و همگرایی منطقه ای با هدف ارتقای جایگاه منطقه ای لبنان خواهد بود.

مجتبی فردوسی پور، کارشناس ارشد غرب آسیا و شمال آفریقا

    (مسئولیت محتوای مطالب برعهده نویسندگان است و بیانگر دیدگاه‌های مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی نیست) 

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است